تبليغاتX
دریای کویر
دریای کویر
زندگی نیست بجز حرف محبت به کسی/ورنه هر خار و خسی زندگی کرده بسی
 
دوشنبه سی ام آذر 1388 :: 18:52 :: نويسنده : دریای کویر
یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن راباید جشن گرفت

یلدایتان مبارک.

اگرمـــــــــــا را شب يلدا  بلنــــد است

ز يـــــــــــــاد زلف آن  بالا بلنـــد است...

 

(چو این مطلــــــع سرودم کیف کــردم

که این مضمـــون بی همتا بلند است!

 

به ناگـــــــــــــــــه داد وجـدانــم در آمد:

که داد مـــــن از این کارا(!) بلند است!

 

چقدر آخـــــــــــــر دروغ شاعــــــــرانه

صدای کوست ای رســــوا! بلند است!

 

تو خود خندان و از هجــــــــر دروغين

ز شعــــــــــــرت آه و واويلا بلند است!

 

نباف اینقــــــــــدر از بالا بلنــــــــــــدت!

صد وپنجـــــــاه سانت آیـــا بلند است؟؟!!

 

دوازده شنبلیلــــه بــــر کــــــــــدویی –

همان "گيسوي چون يلدا بلند" است؟؟!

 

بیــــــــــا این خط کش و آن زلف یارت!

نه من گويم،توخود گو!...ها!...بلند است؟!

 

***

مگــــــــــر مبهوت شعـــــــــر بوالفضولي

که دود از کلّـــــــــــه ات يارا ! بلند است؟!

  

هر آن آتش که از حســــــــن تو برپاست

بدان از گـــــــــــــــور اين بابا بلند است!!

 

همــــــــه محصــــــــول خالي بندي اوست! گر اين آوازه در دنيــــــــــــــــــا بلند است!

 

***

الا اي طنز گــــــــوي   همچـــو مانکن(!)

که قــــــــــدّ سروت از پهنا بلند است!!! ـ

 

برو پنـــــــــــد "نظامی" گوش میکن!

اگر فکرت چو طبــــــــــــع ما بلند است!

 

مپیچ ای "بوالفضول" اینقــــــدر در شعر

زبــــــــــــــــــــان کذب در آن تا بلند است!

 

از این "اکذب" سرایی هاست کاکنـــون

دماغ کل شا عــــــــــــــــرها بلند است!!!







جمعه بیست و هفتم آذر 1388 :: 13:45 :: نويسنده : دریای کویر

 

عمریه نشسته ام بر سر خانت یا حسین

می دهم هر روز و شب از دل سلامت یا حسین

همه زندگیم بسته به یک نگاه تو

زده ام تموم قلبم به نامت یا حسین

مهربون ارباب من ای گل ناز فاطمه

می کنم نام تو را همیشه بر لب زمزمه

می دونی عاشقتم دیوونتم حیرونتم

هر چی با اسم شما حال می کنم بازم کمه

عمریه این دلم گره زدم به کوی تو

بگذار تا که شود قبله من ابروی تو

نکنه ردم کنی تو را به جان زینبت

به خدا من نروم تا به ابد ز کوی تو 



یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 :: 18:47 :: نويسنده : دریای کویر

بزرگترین اقیانوس جهان آرام است...پس آرام باش تا بزرگ شوی




شنبه بیست و یکم آذر 1388 :: 17:28 :: نويسنده : دریای کویر

درد عشق و انتظار دارم زان شب یاد گار
در آن شب سرد پائیز آهنگ سفر می کردی
از رهگذری محنت پیش دیدم که گذر می کردی
تو رفتی و دلم غمین شد رهین آه آتشین شد
از ان شبی که بر نگشتی
جهان که شاید آفرین بود به چشم من غم آفرین شد
از آن شبی که بر نگشتی
از آن شب سرد خزان شبها گذشته
داستان باده و مینا گذشته
روزگاری بر من تنها گذشته
تو رفتی و دلم غمین شد رهین آه آتشین شد
از آن شبی که بر نگشتی

ایرج بسطامی


تو می روی و آینه،پر می شود از بی کسی
از من سفر میکنی و به مرگ قصه می رسی
ببین که آب می شود،قطره به قطره قلب من
مرگ من و قصه ماست،فاجعه جدا شدن
تو جامه دان پر میکنی،من خالی از جان می شوم
یک لحظه در چشمم ببین،ببین که ویران می شوم
بعد از تو با من چه کنم؟با من بی پناه من؟
کجای شب پنهان شوم؟کجای این عاشق شکن؟

بیژن مرتضوی



پنجشنبه نوزدهم آذر 1388 :: 19:59 :: نويسنده : دریای کویر

زندگی را نخواهیم فهمید اگر از همه گل‌های سرخ دنیا متنفر باشیم فقط چون در کودکی وقتی خواستیم گل‌سرخی را بچینیم خاری در دستمان فرو رفته است؟

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر آرزو کردن و رویا دیدن را از یاد ببریم و جرات زندگی بهتر داشتن را لب تاقچه به فراموشی بسپاریم فقط به این خاطر که در گذشته یک یا چند تا از آرزوهایمان اجابت نشدند.

زندگی را نخواهیم فهمید اگرعزیزی را برای همیشه ترک کنیم فقط به این خاطر که در یک لحظه خطایی از او سر زد و حرکت اشتباهی انجام داد.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دیگر درس و مشق را رها کنیم و به سراغ کتاب نرویم فقط چون در یک آزمون نمره خوبی به دست نیاوردیم و نتوانستیم یک سال قبول شویم.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر دست از تلاش و کوشش برداریم فقط به این دلیل که یک بار در زندگی سماجت وپیگیری ما بی‌نتیجه ماند.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر همه دست‌هایی را که برای دوستی به سمت ما دراز می‌شوند، پس بزنیم فقط به این دلیل که یک روز، یک دوست غافل به ما خیانت کرد و از اعتماد ما سوءاستفاده کرد.

زندگی را هرگز نخواهیم فهمید اگر فقط چون یکبار در عشق شکست خوردیم دیگر جرات عاشق شدن را از دست بدهیم و از دل‌بستن بهراسیم.

زندگی را نخواهیم فهمید اگر از ترس زمین خوردن هرگز قدم در جاده نگذاریم.

زندگی کوتاه است
قوانین را زیر پا بگذار
بسرعت ببخش
با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس
همیشه بخند
هیچ وقت لبخند را از لب هایت دریغ نکن
مهم نیست زندگی چقدر عجیب است
زندگی همیشه آنطور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود
اما تا زمانی که هستیم ، باید بخندیم و سپاسگذار باشیم

با سپاس ار آقای سعیدی



سه شنبه هفدهم آذر 1388 :: 17:29 :: نويسنده : دریای کویر




دوشنبه شانزدهم آذر 1388 :: 17:18 :: نويسنده : دریای کویر

کاش آسمان ميدانست درد من چيست !
کاش ميدانست نياز من چيست!
کاش ميدانست به يک قطره باران نيز قانعم....
کاش آسمان ميدانست درد مني که همان کوير خشک و بي جانم چيست!
دلم مثل کوير از محبت و عشق خشک و بي جان است ،

عاشقم ولي ، يک عاشق تنها!
يک عاشق بي کس ! عاشقي که معشوقش در کنارش نيست....
کاش دريا ميدانست کوير چيست!
راز درون دريا رويايي است محال براي همان کوير تنها!
دلم مثل کوير آرزوي ديدن دريا را دارد اما دريايي نيست تنها يک خواب است و بس!
کاش باران ميدانست معني انتظار چيست ....
مني که همان کوير تشنه و بي جانم سالهاست که انتظار يک قطره باران
را ميکشم اما افسوس که اين انتظار بيهوده است....
و اي کاش آسمان ميدانست درد دل اين کوير خسته و تشنه چيست!

 

v      این شعر هم فقط به خاطر تنها عشقم میزارم

ماه من غصه نخور زندگي جذر و مد داره

دنيامون يه عالمه ، آدم خوب و بد داره

ماه من غصه نخور همه كه دشمن نمي شن

همه كه پر ترك مث تو و من نمي شن

ماه من غصه نخور مثل ماها فراوونه

خيلي كم پيدا ميشه كسي رو حرفش بمونه

ماه من غصه نخور ، گريه پناه آدماس

تر و تازه موندن گل ، مال اشك شبنماس

ماه من غصه نخور ، زندگي خوب داره و زشت

خدا رو چي ديدي شايد فردامون باشه بهشت

ماه من غصه نخور ، پنجره مون بازه هنوز

باغچه مون غرق گلاي عاشق نازه هنوز

ماه من غصه نخور ، باز داره فصل سيب مي شه

مي دونم گاهي آدم ، تو وطنش غريب مي شه

ماه من غصه نخور ، ماها كه تب نمي كنن

ماها كه از آدما كمك طلب نمي كنن

ماه من غصه نخور، شمدونيا صورتي ان

دلايي كه بشكنن چون عاشقن قيمتي ان

ماه من غصه نخور ، سبك مي شي بارون بياد

توي عاشقي بايد نترسيد از كم و زياد

ماه من غصه نخور ، خاطره هامون كودكن

توي اين قصه دلا ، يه وقتايي عروسكن

ماه من غصه نخور ، بازي زمين خوردن داره

كار دنيا همينه ، تولد و مردن داره

ماه من غصه نخور ، تاب بازي افتادن داره

زندگي شكستن و دوباره دل دادن داره

ماه من غصه نخور ، گلا ميان عيادتت

به نتيجه مي رسه آخر يه روز عبادتت

ماه من غصه نخور ، خيليا تنهان مث تو

خيليا با زخماي عاشقي آشنان ، مث تو

ماه من غصه نخور ، زندگي بي غم نمي شه

اوني كه غصه نداشته باشه ، آدم نمي شه

ماه من غصه نخور ، حافظ واست وا مي كنم

شعراشو مي خونم و تو رو مداوا مي كنم

ماه من غصه نخور ، دنيا رو بسپار به خدا

هر دو مون دعا كنيم ، تو هم جدا ، منم جدا

(دانلود کنید)



 
درباره وبلاگ

تو پنداری همان قوی سپیدی که در دریای قلبم آرامیدی
به آنی که به دریا باز گردی
نمی دانی که با دریا چه کردی
تو قویی....
لیک...
آن دریا کویرست
==========
من کویرم ای خدا
با حسرت یه قطره آب
بهار برام یه اسمه
یه اسم کهنه تو کتاب
حرف من با آسمون
چرا می مونه بی جواب
خدایا.خدایا.کویرم کویر
بگو ابر بباره.میخوام جون بگیرم
==
سلام من مصطفی هستم.
اهل شهر یزد
عاشقم بر همه عالم
که همه عالم از اوست
============
زندگی یعنی چکیدن
همچو شمع ازگرمی عشق
زندگی یعنی لطافت
گم شدن در نرمی عشق
زندگی یعنی دویدن
بی امان دروادی عشق
رفتن و آخر رسیدن
بر در وادی عشق
می توان هرلحظه ، هر جا
عاشق و دلداده بودن
پرغرور چون آبشاران
بودن ، اما ساده بودن
می شود اندوه شب را
از نگاه صبح فهمید
یا به وقت ریزش اشک
شادی بگذشته را دید
میتوان در گریه ابر
با خیال غنچه خوش بود
زایش آینده را در
هر خزانی دید و آسود
---------------
با نظراتتون منو راهنمایی کنید


موضوعات
آرشيو وبلاگ
پیوندهای روزانه

JavaScript Codes JavaScript Codes

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ



Jonamoos Browser (Anti Filter)
Filtered Url : : آدرس سايت فيلترشده